تبليغاتX
دبستان ابومسلم خراساني ناحيه 5 مشهد
 

بيشتر افراد هنگام برخورد با جوانان و نوجوانان نخستين چيزي كه به ذهنشان مي رسد مدرسه ، ميز ، كلاس ، تخته سياه و معلم است و نخستين پرسشي كه از آنان دارند عبارت است از كلاس چندمي ؟ رشته درسي ات چيست ؟ شيفت صبح هستي يا عصر ؟ و از اين دست پرسش ها . اما كمتر كسي يافت مي شود كه بپرسيد ، روي هر نيمكت چند نفر مي نشينند ؟ هفته يي چند بار معلم از شما درس مي پرسد ؟ هفته يي چند بار پاي تخته سياه مي روي كه به پرسش معلم پاسخ بدهي ؟ آيا تاكنون در كلاس كنفرانس داده يي يا خير ؟ چه اندازه در گفت و گوي علمي كلاس مشاركت داري ؟ و از همه مهمتر اينكه هرگز كسي از دانش آموزان نمي پرسد : كلاستان چند نفر دانش آموز دارد ؟‌

اين يك جمله پرسشي كوتاه است ، اما در پشت اين پرسش بي نهايت مشكل بزرگ و كوچك ، معادلات آموزشي ، معادلات اقتصادي و اجتماعي و بي نهايت بهانه براي توسعه يافتگي يا توسعه نيافتگي يك كشور در آن پنهان است . بسياري از اقتصاددانان يكي از شاخص هاي توسعه يافتگي هر كشور را توليد ناخالص ملي ، درآمد سرانه ، بيمه هاي درماني ، بيمه هاي اجتماعي ، توزيع درآمد ، درآمد ملي و … مي دانند . از ديد متخصصان پزشكي نشانه هاي توسعه يافتگي سلامت جامعه ، شمار تخت هاي بيماستان ها ، شمار پزشكان به نسبت جمعيت كشور ، داشتن پزشك خانوادگي و … مي باشد .

اما براي متخصصان آموزش و پرورش نيز توسعه يافتگي شاخص هاي ويژه خود را دارد . آموزش و پرورش يك كارخانه توليدي بسيار عميق و گسترده است . با نقشي بسيار موثر در پيشرفت يا پسرفت جامعه . يكي از بزرگترين مشكلات آموزش و پرورش مانند يك كارخانه توليد صابون نيست كه توليد روزانه ، هفتگي ، ماهانه و سالانه آن را بتوان بزودي برآورد كرد ، و به محض كاهش توليد عوامل توليد را دگرگون كرد و توليد و بهروه وري را افزايش داد . بلكه دوره سرمايه گذاري و حسابرسي در آموزش و پرورش به يك نسل بلكه در مواردي به چندين نسل برمي گردد . اگر به سال بخواهيم بسنجيم چيزي نزديك به سيزده تا چهارده سال به طول مي انجامد ، كه كارآمدي و ناكارآمدي يك سيستم آموزشي روشن شود . وانگاهي در يك كارخانه مثلا صابون سازي اگر عوامل توليد شيوه درستي را براي توليد به كار نبرند ، نهايتا ضرر مالي در پي خواهد داشت ، آن هم در يك محدوده كوچك و زياني كه به افراد اندكي وارد مي شود . اما اشتباه در سيستم آموزش و پرورش ، علاوه بر زيان هاي مالي زيان هاي انساني جبران ناپذيري را در بر خواهد داشت ، كه اين زيان از راه انتقال آموخته هاي ناشايست حتي به نسل هاي آينده نيز لطمه خواهد زد . آثار يك رفتار آموزشي نادرست را شايد پس از صد سال در انديشه انسان هاي آن جامعه نتوان به آساني پاك كرد .

اما از سوي ديگر آموزش و پرورش درست و علمي بسيار از زيان هاي قضايي ، مالي ، جاني ، فرهنگي و … يك كشور را با كمترين هزينه ، پيشگيري خواهد كرد . آتشي كه در يك منزل يا يك خرمن برافروخته شده ، در آغاز يك جرقه كوچك بوده است ، كه مي شد با يك فوت كردن خاموش شود . و برعكس يك درخت تنومند ، كه با توفان هاي سهمناك كنده نمي شود . در آغاز يك نهال كوچك بوده است ، كه باغبان آن مي توانست براحتي هر طور كه بخواهد آن را شكل دهد .

آيا تراكم كلاس در آموزش و پرروش درست دانش آموزان مهم است يا خير ؟ پرسشي است ، كه بايد ديد كارشناسان فن چه پاسخي براي آن دارند . مسوولان چه برنامه يي دارند ، و چشمداشت معلمان و دانش آموزان و خانواده ها چيست ؟

خليلي فوق ليسانس تعليم و تربيت ، معاون آموزش و پرورش اسلامشهر دبير دبيرستان و استاد دانشگاه ، درباره تأثير تراكم كلاس در يادگيري بهتر دانش آموزان چنين مي گويد : پاسخ پرسش بالا بسيار روشن است ، زيرا هر چه شمار دانش آموزان در كلاس كمتر باشد ، معلم آسانتر مي تواند وضعيت تك تك آنان را رسيدگي كند .

وي وظايف معلم در كلاس درس را سنگين و حساس مي داند ، كه انجام اين وظايف سنگين در كلاس هاي با تراكم بالا قابل اجرا نبوده و فرايند آموزش ناكارآمد خواهد بود . در اينجا آقاي خليلي بطور كوتاه به برخي از اين مشكلات سنگين و حساس معلمان كه اهداف آموزش و پرورش مي باشد ، اشاره مي كند . يكي از موضوعات مهم در يادگيري (( درگير كردن )) دانش آموزان در جريان يادگيري است . درگير كردن باعث يادگيري عميق تر مي شود . بنيامين فرانكلين دانشمند و نويسنده قرن هجدهم مي گويد :

اگر به من بگويي ، فراموش مي كنم .

اگر يادم بدهي ، به خاطر مي آورم .

اگر درگيرم كني ، ياد مي گيرم .

گفتن ، يادآوري كردن ، شرح دادن و تلاش هايي از اين دست را نمي توان آموزش ناميد .

اما آموزش هايي كه با تفكر و تعمق همراه است و يادگيرنده را با مطالبي كه بايد بياموزد درگير مي كنند ، منجر به يادگيري عميق مي شوند ، پس :

در كلاس هاي با تراكم بالا معلم نمي تواند يادگيري عميق ايجاد كند و هر چه تراكم پايين تر باشد ، درگير كردن تك تك دانش آموزان با موضوع درسي بيشتر و يادگيري عميق تر انجام مي شود .

از چكيده سخنان خليلي در يادآوري مشكلات كلاسهاي با تراكم بالا مي توان چنين دريافت ، كه از ديگر وظايف آموزش و پرورش تربيت شهروندان (( سالم ، دانا ، كامياب ، شاداب  و خوشبخت )) مي باشد . آموزش و پرورش است كه بايد اين وظيفه را با توجه به امكانات و توانايي هايش به انجام برساند .

براي يافتن پاسخ همين پرسش ها از زيان معلمان به سراغ يكي از هنرستان هاي كار دانش رفتيم ، تا ببينيم ديدگاه دبيران در اين باره چيست .

داود بايسته فوق ليسانس مديريت آموزشي ، كه خود سال ها در محيط هاي آموزشي بوده و تجربيات فراواني دارد ، درباره نقش تراكم كلاس در يادگيري چنين گفت : پرواضح است ، كه محيط يادگيري و تعداد دانش آموزان كلاس در يادگيري بسيار مهم و موثر است . محيط فيزيكي كلاس درس نيز بر پويايي يادگيري اثر مي گذرد .

وي در اين باره به ديدگاه جان ديويي در كتاب دموكراسي تعليم و تربيت ( 1944 ) اشاره  مي كند : (( تنها راهي كه بزرگسالان مي توانند بطور هشيارانه نوع تعليم و تربيت را كه دانش آموزان دريافت مي كنند ، تحت نظارت درآورند ، آن است كه محيطي را كه كودكان در آن تربيت مي شوند ، كنترل كنند . ما هرگز بطور مستقيم كودكان را تربيت نمي كنيم بلكه به طور غير مستقيم توسط محيط به اين مهم دست مي يازيم )) بنابر اين تراكم كمتر در كلاس درس ، سبب افزايش كيفيت آموزش و نظارت بيشتر معلم بر كار شاگردان و رفتار آنها مي شود . مي توان گفت تراكم كلاس با كيفيت يادگيري رابطه أي معكوس دارد . يعني هر چه تراكم بالاتر باشد يادگيري پايين تر و هرچه تراكم بيشترتر باشد كيفيت يادگيري كمتر خواهد بود .

خانم خياباني يكي ديگر از معلمان سخن همكارش را قطع مي كند و مي گويد هروقت به اداره آموزش و پرورش مي رويم كه همكاران خودمان هستند ، با ما برخورد درستي نمي شود . حال اگر تراكم دانش آموزان بالا باشد چگونه مي توان چنين فضايي را در كلاس تدارك ديد ؟ آيا  با فضاي كوچك كلاسهاي امروزي ، مي توان اينگونه وسايل را كه نقش مهمي در يادگيري دارد ، فراهم آورد ؟

تابلوهاي اعلانات در كلاس ، منابع و مراجع و قفسه هاي كتابها ، مركز نمايش ، آكواريوم ها و گياهان ، اشياء و مواد تخصصي همه و همه وسايل يادگيري بوده و در فضاي آموزنده كلاس مؤثر و سودمند هستند . آيا با تراكم بالا كلاسها جايي براي چنين لوازمي خواهد ماند ؟

براي ادامه گزارش راهي دبستان حضرت مريم ( ع ) شديم تا ديدگاه معلمان ابتدايي را جويا شويم . به همراه معاون محترم دبستان وارد دفتر مدرسه شديم ، كه دفتر معلمان نيز بود . آنجا بسيار تميز و مرتب بود صندلي هاي سبز و چرمي قشنگي چيده شده بود ، معلمان در ساعات استراحت در آنجا سرگرم گفتگو بودند . يكي از معلمان از طرف همه سخن مي گفت گويا سالها بود حرفهايش را در دل پنهان كرده بود وي در پاسخ نخستين پرسش ما نقش تراكم را در يادگيري دانش آموزان چنين گفت :

زماني كه شمار دانش آموزان در يك كلاس زياد است معلم ديگر معلم نيست بلكه نقش يك مبصر را در كلاس دارد . كه بايد تنها به ساكت كردن دانش آموزان بپردازد . در كلاس پر جمعيت معلم نمي تواند هيچ كمكي به دانش آموز بكند زماني كه مي بينيم توانايي فراواني داريم و دانش آموزان تشنه يادگيري هستند اما  هم توانايي ما و هم عطش آنها بيخود و بر سر مسائل جزئي هرز مي رود .بسيار ناراحت مي شويم ما مي توانيم با گروه بندي كردن دانش آموزان و كار كارگاهي آنان را بهتر براي ايفاي نقشهاي مفيد در زندگي آينده اجتماعي ايشان پرورش مي يابد اما مگر با چهل دانش آموز در كلاس مي شود سود مند بود ؟

 

نوشته شده توسط محمد حسين مسلمان در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 8:34 | لینک ثابت |