تبليغاتX
دبستان ابومسلم خراساني ناحيه 5 مشهد - استعدادهاي درخشان و آموزش عالي

 

موضوع استعدادهاي درخشان در سال‌هاي اخير از مباحث روز كشور بوده است به طوري كه سياست‌گزاري‌هاي كلان كشوري به ضرورت حمايت و سرمايه‌گذاري براي پرورش استعدادهاي درخشان تأكيد مي‌‌كند . يكي از زمينه‌هاي اهميت به اين موضوع، توجه جامعه به معضل فرار مغزهاست. اقدام 1664 نفر از دانش‌آموختگان علوم پزشكي براي اخذ مدارك، ترجمه و تسجيل آن‌ها به منظور خروج از كشور در 6 ماه اول سال 1378 (گزارش اداره‌ي كل دانش‌آموختگان وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي) و ادامه‌ي تحصيل 67 درصد از كسب‌كنندگان مقام‌هاي المپيادهاي علمي كشور در دانشگاه‌هاي آمريكا با اميد بازگشت حداكثر %3  و وجود 180.000 پرونده‌ي متقاضيان مهاجرت به كانادا در سفارت كانادا در ايران همگي نشانه‌هايي از شدت و حدت اين واقعيت دارند. باتوجه به اين كه دوران آموزش عالي مرحله‌ي مهمي از شكوفايي استعدادهاي درخشان در جامعه و در عين حال دوره‌ي خطيري براي جذب استعدادها به خارج از كشور مي‌باشد، لازم است كه دانشگاه‌ها، به ويژه دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كه به علت نگرش‌هاي خاص جامعه پذيراي قسمت قابل توجهي از استعدادهاي درخشان مي باشند، براي انجام اقدامات زيربنايي در جهت جلب استعدادها و تعديل مشكل فرار مغزها برنامه‌ريزي كنند.

 

 سياست‌گزاري هاي كشور

    ·     در  برنامه‌ي  پنج  ساله‌ي  سوم  در  بخش  آموزش عالي  در ارتباط با ضرورت حمايت و سرمايه گذاري براي پرورش استعدادهاي درخشان موارد زير مطرح شده است:

1-     سياست‌هاي كلي برنامه، ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري:

«توجه به پرورش و شكوفايي استعدادها، تشويق خلاقيت و نوآوري علمي و تقويت امر پژوهش و  بالابردن توان علمي و فن‌آوري كشور»

2-      رهنمودهاي كلي برنامه مصوب هيأت وزيران:

«زمينه‌هاي مناسب براي شناسايي، هدايت و حمايت استعدادها و خلاقيت‌هاي انساني و شكوفا شدن روحيه‌ي ابداع و نوآوري درحوزه‌هاي مختلف فراهم ‌گردد.»

3-    رهنمودهاي كلي مصوب ستاد برنامه بخش توسعه‌ي علوم و فن‌آوري:

« به منظور رشد استعدادها و بروز نوآوري و خلاقيت درهمه‌ي بخش‌ها و زمينه‌ها از طريق ترويج فرهنگ ابتكار، متحول كردن روش‌ها و برنامه‌هاي آموزشي از سطح آموزش عمومي تا عالي‌ترين سطوح, امكانات مورد نياز فراهم گردد.»

4-     سياست استراتژيك:

«برنامه‌ريزي و سازمان‌دهي مناسب براي شناسايي و شكوفايي استعدادهاي درخشان و هدايت آن‌ها به سمت اولويت‌هاي كشور در حوزه‌هاي علوم و فن‌آوري»

با توجه به سياست‌گزاري كلان كشور، وزارتخانه‌هاي مربوط، دانشگاه‌ها و مراكز علمي - تحقيقاتي موظف  شده‌اند  تا  براي  شناسايي و شكوفايي استعدادهاي درخشان و هدايت آن‌ها به سمت اولويت‌هاي راهبردي كشور، مطالعه و برنامه‌ريزي كنند و با ايجاد زمينه‌هاي مناسب به اجراي برنامه‌هاي خود بپردازند. همچنين با توجه به اهميت موضوع و شدت معضل فرار مغزها، بودجه قابل توجهي نيز براي اين منظور در نظر گرفته شده است.

 

 تجربيات گذشته

با مطالعه‌ي آموزش و پرورش استعدادهاي درخشان دركشورهاي ديگر، يك نكته قابل توجه  به نظر مي‌رسد و آن  اين كه توجه به آموزش خاص گروهي از افراد بااستعداد, تحت تأثير بحران‌هاي اجتماعي قرار داشته و درسال‌هايي كه جامعه نياز به پيشرفت‌هاي تكنولوژيك داشته است (مانند رقابت هاي تكنولوژيك روسيه و آمريكا و يا بحران‌هاي جنگ) اين توجه افزايش يافته است. بنابراين  حساسيت‌هاي  اجتماعي  و  سياسي همواره تأثير به‌سزايي در مركز بر استفاده از سرمايه‌هاي فكري كشورها داشته‌اند.

 در عين حال ديدگاه‌هاي مختلفي براي تربيت دانش‌آموزان تيزهوش وجود دارد. در برخي ازكشورهاي اروپايي،جداسازي و گروه‌بندي تيزهوشان مورد قبول قرار نگرفته است و آن را مغاير با ارزش‌هاي اجتماعي مي‌دانند. دركشورهايي مانند انگلستان و فرانسه مدارس تيزهوشان تعطيل شده ولي حمايت از دانش‌آموزان مستعد در مدارس عادي به صورت ارائه‌ي دروس غني شده و تنظيم فعاليت‌هاي خارج از مدرسه انجام مي‌گيرد. دربرخي كشورها راه‌هاي ارتقاي  تحصيلي براي افراد مستعد باز گذاشته شده تا بتوانند بدون گذراندن رسمي دوره‌ها و كلاس‌ها به دوره‌هاي بالاتر و پيش‌دانشگاهي وارد شوند. در روسيه براي حمايت از همه‌ي گروه‌هاي مستعد  اعم از علمي، هنري، ورزشي و مراكز خاصي وجود دارد و در ايالات متحده، مراكز حمايتي و برنامه‌هاي مختلفي براي حمايت و آموزش تيزهوشان در دوره‌هاي مختلف تحصيل وجود دارد و مراكز  مجهز و تربيت معلمان ويژه و برگزاري دوره‌هايي براي والدين تدارك ديده شده است. به طور خلاصه, در كشورهاي مختلف رويكردهاي گوناگوني براي آموزش و حمايت اين گروه‌ها به كار گرفته شده است.

 

شناسايي استعدادهاي درخشان

امروزه در تعريف استعدادهاي درخشان تنها به هوش و استعداد درسي و كسب رتبه‌هاي ممتاز در آزمون‌هاي درسي و علمي توجه نمي‌شود. مارلند (1972) تيزهوشان را اين طور تعريف كرده است:

     ·       اين گروه سه تا پنج درصد بالاي جمعيت را تشكيل داده و شامل افرادي هستند كه داراي توانايي‌هاي فوق‌العاده در يك يا چند زمينه از شش حيطه‌ي زير هستند:

1)       توانايي هوشي كلي

2)      استعداد درسي ويژه

3)     توانايي فكري آفريننده، ابتكاري و مولد

4)      توانايي رهبري

5)     ذوق و استعداد هنري

6)      توانايي حركتي فوق‌العاده (ورزشي و )

 

 پژوهش‌هاي انجام شده در دو دهه‌ي اخير نيز در مورد شاخص‌ها و معيارهاي استعدادهاي درخشان بر مواردي چون توانايي حل مشكل، سرعت بالاي يادگيري، حافظه‌ي خوب، طيف وسيع توجه، حساسيت، ايده‌آل‌گرايي، سطح بالايي از انرژي، طيف وسيعي از علايق، دل‌سوزي و نگراني براي ديگران  و   تأكيد  دارند. نتيجه‌ي كاربردي اين تحقيقات انتخاب استعدادهاي درخشان بر اساس شاخص‌ها و تست‌هاي متنوع در كشورهاي ديگر مي‌باشد، به طوري كه در معيارهاي انتخاب، نمرات بالا در تست‌هاي هوش و توانايي‌هاي ذهني، آزمون‌هاي خلاقيت، انگيزش و آزمون‌هاي موفقيت تركيب مي‌شوند

با وجود مطالعات موجود و تجربيات ساير كشورها، شناسايي استعدادهاي درخشان در كشور ما نقايص زيادي دارد، به طوري كه در مصوبات شوراي هدايت استعدادهاي درخشان در آموزش عالي، معيارهاي انتخاب دانشجويان ممتاز و درخشان عمدتاً محدود به رتبه‌ي كنكور سراسري، برگزيدگان المپيادهاي علمي و جشنواره‌ي خوارزمي و يا معرفي توسط شوراي دانشگاه (بدون ضوابط و معيارهاي مشخص) مي‌باشد. بنابراين، لازم است براي كاربردي كردن علوم و تجربيات و وجود زمينه‌ي شناسايي استعدادهاي درخشان اقدام مؤثر و جدي انجام شود.

 

دو ديدگاه

دو ديدگاه متفاوت در زمينه‌ي استعدادهاي درخشان در آموزش عالي مطرح است:

1)  استعدادهاي درخشان به عنوان زير مجموعه‌اي از افراد

2)  استعدادهاي درخشان به عنوان زير مجموعه‌اي از توانايي‌هاي همه‌ي افراد

 تفاوت اين دو ديدگاه در عمل به اين منجر مي‌شود كه اگر نظريه‌ي اول را بپذيريم، بايد به گروه‌بندي افراد و اختصاص منابع به برخي از افراد به عنوان استعداد درخشان بپردازيم. در صورتي كه اگر استعدادهاي درخشان را زيرمجموعه‌اي از توانايي‌ها و استعدادهاي همه‌ي افراد بدانيم، در واقع اعتقاد داريم كه فردي كه از لحاظ علمي و درسي هم در سطح بالايي نباشد، مي‌تواند در زمينه‌هاي ديگر داراي استعدادهاي قابل سرمايه‌گذاري باشد. ديدگاه دوم به اين منجر خواهد شد كه منابع مالي موجود را به گونه‌اي سرمايه‌گذاري كنيم تا امكان شكوفايي تمامي استعدادها (چه در گروه‌هاي علمي و درسي قوي و چه در گروه‌هاي ديگر) شكوفا شود. برخي موافقان نظريه‌ي اول بدين گونه استدلال مي‌كنند كه به علت اين كه منابع ما براي پرورش و هدايت استعدادهاي درخشان محدود است، اين سرمايه‌گذاري بايد در گروهي انجام شود كه امكان بهره برداري از آن‌ها بالاتر باشد. به اين ترتيب با شناخت گروه‌هاي نخبه و تيزهوش و تمركز بر آموزش و هدايت آنها، در آينده‌‌ي نزديك جامعه مي‌تواند از اين نيروهاي تربيت شده استفاده‌هاي لازم را ببرد.

يك نظر بنيادي ديگر چنين مي گويد: اصولا" آموزش عالي براي دانشجويان با استعداد است. درمؤسسات آموزش عالي تنها جواناني بايد تحصيل كنند كه از طرفي ظرفيت و استعدادهاي بالاي آن‌ها بتواند پاسخگوي هزينه‌هايي باشد كه جامعه براي هر يك از آنان متحمل مي‌شود و از طرف ديگر بتوانند در آينده به انتظارات جامعه براي توسعه و پيشرفته پاسخ دهند. اين نظريه معتقد است كه اگر در دانشگاه‌ها گروهي جز استعدادهاي درخشان يافت شود، نظام گزينش دانشگاهي مورد سؤال  قرار  مي‌گيرد. با اين حال ايجاد تسهيلاتي در دانشگاه‌ها براي ‌دانشجويان سرآمد (supergifted) براي تحصيل در زمان كوتاه‌تر و هم‌زمان در چند رشته و ايجاد انجمن‌هاي علمي و پژوهشي در دانشگاه و تشويق دانشجويان براي فعاليت در اين گروه‌ها مورد قبول اين نظريه است. به عبارتي نقش دانشگاه‌‌ها در شكوفايي استعدادهاي درخشان، ايجاد تشكيلات ديگري براي دانشجويان تيزهوش نيست بلكه بايد در دانشگاه محيط مساعدي براي خود شكوفايي ايجاد شود. در عين حال دانش‌آموزان تيزهوش هنگام ورود به دانشگاه به مرحله‌اي از خودآموزي رسيده باشند كه در يك محيط مساعد  با راهنمايي استادان به اهداف تعيين شده برسد.

 

نوشته شده توسط محمد حسين مسلمان در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 7:34 | لینک ثابت |